در شرایط فعلی بخش بزرگی از گاز تولیدی کشور در داخل مصرف می شود و در فصل های سرد حتی با کمبود نیز مواجه می شویم. این مسئله باعث شده کارشناسان انرژی تاکید کنند که بدون کنترل مصرف داخلی و افزایش بهره وری انرژی امکان تبدیل شدن ایران به یک بازیگر محوری در تجارت گاز منطقه وجود ندارد.
مصرف داخلی بالا و چالش تعادل عرضه و تقاضا
ایران از نظر تولید گاز در میان کشورهای بزرگ جهان قرار دارد اما همزمان یکی از بزرگترین مصرف کنندگان گاز نیز به شمار می رود. بخش عمده گاز تولیدی کشور در بخش خانگی نیروگاهی و صنعتی مصرف می شود. برآوردها نشان می دهد مصرف سالانه گاز در ایران حدود ۲۴۰ تا ۲۵۰ میلیارد متر مکعب است و بیش از ۸۵ درصد گاز تولیدی در داخل کشور استفاده می شود.
در ماه های سرد سال این مصرف به شدت افزایش می یابد. آمارهای رسمی نشان می دهد در برخی روزهای زمستان مصرف گاز در بخش خانگی و تجاری از 750 میلیون متر مکعب در روز عبور می کند. این افزایش ناگهانی مصرف باعث می شود گاز برخی صنایع محدود شود و نیروگاه ها به سوخت های جایگزین مانند گازوئیل یا مازوت روی بیاورند.
از نگاه کارشناسان چنین وضعیتی نشان می دهد که شبکه انرژی کشور هنوز با مشکل عدم تعادل میان عرضه و تقاضا مواجه است. رسول رستمی کارشناس انرژی و مدیر بخش انرژی اندیشکده حکمرانی هوشمند در تحلیل این وضعیت می گوید کشوری که خود در زمستان با کمبود گاز مواجه می شود نمی تواند به شکل پایدار نقش هاب گازی منطقه را ایفا کند زیرا هاب گازی به معنای عرضه مستمر و قابل اعتماد است.
افزایش مصرف گاز در ایران دلایل متعددی دارد. یکی از مهمترین عوامل قیمت پایین انرژی در مقایسه با بسیاری از کشورهای جهان است. قیمت پایین باعث شده مصرف گاز در بخش خانگی چندان کنترل نشود و انگیزه کافی برای صرفه جویی وجود نداشته باشد. در کنار آن بسیاری از ساختمان ها از نظر عایق بندی و استانداردهای مصرف انرژی وضعیت مطلوبی ندارند و بخش قابل توجهی از گاز در فرآیند گرمایش هدر می رود.
بررسی شاخص شدت انرژی نیز این موضوع را تایید می کند. شدت انرژی در ایران حدود دو تا سه برابر میانگین جهانی برآورد می شود. این شاخص نشان می دهد برای تولید هر واحد از تولید ناخالص داخلی در ایران انرژی بیشتری نسبت به بسیاری از کشورهای دیگر مصرف می شود.
مدیریت مصرف پیش شرط هاب گازی شدن
هاب گازی مفهومی فراتر از صادرات ساده گاز است. در یک هاب گازی کشور میزبان به مرکز مبادله انتقال و توزیع گاز در یک منطقه تبدیل می شود. گاز از منابع مختلف وارد شبکه می شود و سپس از طریق خطوط لوله یا قراردادهای تجاری به بازارهای مختلف منتقل می شود.
برای تحقق چنین نقشی وجود عرضه پایدار و مازاد گاز اهمیت اساسی دارد. کشوری که قصد دارد هاب گازی باشد باید بتواند در تمام فصل های سال به تعهدات خود در قبال مشتریان عمل کند. اگر عرضه گاز به دلیل افزایش مصرف داخلی دچار نوسان شود اعتبار تجاری آن کشور در بازار انرژی آسیب می بیند.
به همین دلیل بسیاری از کارشناسان انرژی معتقدند نخستین گام برای تبدیل شدن ایران به هاب گازی اصلاح الگوی مصرف داخلی است. مدیران ارشد صنعت نفت در سال های گذشته نیز بارها تاکید کرده بودند که بدون مدیریت مصرف و افزایش بهره وری انرژی بخش قابل توجهی از ظرفیت تولید گاز کشور صرف مصرف داخلی می شود و امکان توسعه صادرات محدود خواهد شد.
کشورهایی که در تجارت گاز نقش محوری دارند نیز پیش از هر چیز مصرف داخلی خود را مدیریت کرده اند. به عنوان مثال نروژ با وجود تولید بالای گاز بخش عمده ای از آن را صادر می کند زیرا مصرف داخلی این کشور محدود و بهره وری انرژی در سطح بالایی قرار دارد. هلند نیز با ایجاد بازار معاملاتی گاز موسوم به تی تی اف توانست به یکی از مراکز مهم تجارت گاز در اروپا تبدیل شود.
در منطقه نیز ترکیه تلاش کرده با توسعه خطوط لوله و تنوع منابع واردات خود را به مرکز توزیع گاز میان شرق و غرب تبدیل کند. اما حتی در این کشور نیز مدیریت مصرف و ایجاد زیرساخت های ذخیره سازی گاز بخش مهمی از سیاست انرژی به شمار می رود.
در ایران اما به دلیل مصرف بالای داخلی بخش قابل توجهی از ظرفیت تولید گاز صرف تامین نیازهای داخلی می شود. همین مسئله باعث شده حتی در برخی سال ها صادرات گاز به کشورهای همسایه با محدودیت مواجه شود.
مسیر کاهش مصرف و افزایش بهره وری انرژی
کارشناسان معتقدند مدیریت مصرف گاز در ایران بیش از آنکه به کاهش رفاه مردم مربوط باشد به افزایش بهره وری و اصلاح ساختار مصرف مربوط است. بخش بزرگی از گاز مصرفی در ساختمان ها و سیستم های گرمایشی به دلیل ناکارآمدی تجهیزات یا ضعف استانداردهای ساختمانی هدر می رود.
به گفته رستمی یکی از مهمترین راهکارها بهبود بهره وری انرژی در بخش ساختمان است. عایق بندی مناسب ساختمان ها استفاده از تجهیزات گرمایشی با بازده بالا و اجرای استانداردهای جدید ساختمانی می تواند مصرف گاز در بخش خانگی را به طور قابل توجهی کاهش دهد.
در کنار این اقدامات توسعه انرژی های تجدیدپذیر نیز می تواند بخشی از فشار بر شبکه گاز کشور را کاهش دهد. در حال حاضر بخش بزرگی از برق ایران در نیروگاه های گازی تولید می شود. افزایش سهم انرژی خورشیدی و بادی در سبد تولید برق می تواند مصرف گاز در نیروگاه ها را کاهش دهد و بخشی از گاز آزاد شده را برای صادرات یا ذخیره سازی در اختیار قرار دهد.
اصلاح تدریجی قیمت انرژی نیز از جمله موضوعاتی است که بسیاری از اقتصاددانان بر آن تاکید می کنند. تجربه کشورهای مختلف نشان می دهد قیمت گذاری واقعی تر انرژی می تواند انگیزه بیشتری برای صرفه جویی و استفاده از فناوری های کم مصرف ایجاد کند. البته کارشناسان تاکید دارند این اصلاح باید به صورت تدریجی و همراه با حمایت از اقشار کم درآمد انجام شود تا فشار اقتصادی بر خانوارها وارد نشود.
در نهایت توسعه ظرفیت ذخیره سازی گاز نیز می تواند نقش مهمی در مدیریت نوسانات فصلی مصرف ایفا کند. در بسیاری از کشورهای دارای شبکه گاز گسترده مخازن زیرزمینی برای ذخیره گاز در فصل های کم مصرف ایجاد شده است تا در زمستان مورد استفاده قرار گیرد. افزایش چنین ظرفیت هایی در ایران می تواند به پایداری بیشتر شبکه گاز کمک کند.
در مجموع تبدیل شدن ایران به هاب گازی منطقه هدفی دست یافتنی اما بلندمدت است. تحقق این هدف نیازمند مجموعه ای از اصلاحات در حوزه مصرف انرژی زیرساخت های ذخیره سازی و سیاست های اقتصادی است. در میان این عوامل مدیریت مصرف داخلی شاید مهمترین گام اولیه باشد زیرا بدون ایجاد تعادل میان تولید و مصرف امکان حضور موثر در بازار منطقه ای گاز وجود نخواهد داشت.
به بیان دیگر پیش از آنکه ایران به مرکز تجارت گاز منطقه تبدیل شود باید الگوی مصرف انرژی در داخل کشور اصلاح شود. مسیری که اگرچه نیازمند برنامه ریزی دقیق و همکاری دولت صنعت و جامعه است اما می تواند هم امنیت انرژی کشور را افزایش دهد و هم فرصت های اقتصادی جدیدی در بازار جهانی گاز ایجاد کند.
