
نفت امروز / پارس جنوبی نهتنها قلب تپنده تولید گاز کشور، بلکه یکی از پیچیدهترین کانونهای تلاقی صنعت سنگین و محیطزیست در ایران است. تمرکز ۱۳ پالایشگاه عظیم گازی، دهها سکوی دریایی، خطوط لوله گسترده و زیرساختهای جانبی در منطقهای با اکوسیستم حساس دریایی و اقلیم شکننده، این پرسش بنیادین را پیش روی سیاستگذاران قرار داده است: آیا میتوان توسعه حداکثری هیدروکربوری را با ملاحظات زیستمحیطی همزمان پیش برد؟
به گزارش آزانس خبری نفت امروز ، اظهارات اخیر سرپرست بهداشت، ایمنی، محیطزیست و پدافند غیرعامل شرکت نفت و گاز پارس، از مجموعه اقدامهایی حکایت دارد که بهزعم مدیران این شرکت، گامی در جهت کاهش آلایندگی، کنترل گازسوزی و حفاظت از زیستبوم خلیج فارس است. ارزیابی فنی این اقدامات نشان میدهد اگرچه بخشی از این پروژهها در زمره الزامات بدیهی صنعت گاز مدرن قرار میگیرند، اما اجرای کامل و نظاممند آنها میتواند معادله زیستمحیطی پارس جنوبی را تا حدی بازتعریف کند.
مهار گازهای اسیدی؛ کاهش SO₂ در کانون صنعتی کشور
در فرآورش گاز ترش پارس جنوبی، جداسازی ترکیبات گوگردی بهویژه هیدروژن سولفید (H₂S) یک ضرورت فنی و ایمنی است. در صورت نبود سامانههای کارآمد بازیافت گوگرد، احتراق این ترکیبات منجر به انتشار دیاکسید گوگرد (SO₂) میشود؛ گازی که از مهمترین آلایندههای هوا با پیامدهای تنفسی و زیستمحیطی است.
راهاندازی واحدهای SRU (بازیافت گوگرد)، TGTU (واحد تکمیلی تصفیه گاز خروجی) و AGE (شیرینسازی گازهای اسیدی) در برخی پالایشگاههای منطقه، از منظر مهندسی فرآیند اقدامی کلیدی محسوب میشود. در صورت عملکرد بهینه، راندمان بازیافت گوگرد در این سامانهها میتواند به بیش از ۹۸ درصد برسد و انتشار ترکیبات گوگردی را بهطور محسوسی کاهش دهد. اهمیت این موضوع در آن است که عسلویه طی سالهای گذشته بهدلیل تمرکز صنایع گازی، یکی از کانونهای اصلی انتشار آلایندههای گوگردی در کشور بوده است.
با این حال، کارآمدی این واحدها نه صرفاً در مرحله راهاندازی، بلکه در پایداری بهرهبرداری، نگهداشت دقیق کاتالیستها و پایش مستمر آنلاین آلایندهها معنا پیدا میکند. تجربه جهانی نشان میدهد افت راندمان واحدهای گوگردسازی در صورت نبود تعمیرات پیشگیرانه، میتواند بهسرعت دستاوردهای زیستمحیطی را تضعیف کند.
کاهش فلرینگ؛ از اتلاف سرمایه تا مدیریت کربن
فلرینگ یا سوزاندن گازهای همراه، علاوه بر اتلاف منابع هیدروکربوری، یکی از منابع اصلی انتشار CO₂ و آلایندههای احتراقی در میادین نفت و گاز است. نصب کمپرسورهای بازیافت گازهای ارسالی به مشعل در سه پالایشگاه پارس جنوبی، در صورت بهرهبرداری پایدار، به معنای بازگرداندن بخشی از این گازها به چرخه فرآورش و کاهش مستقیم انتشار گازهای گلخانهای است.
از منظر انرژی، این اقدام دو پیامد مثبت دارد: نخست افزایش بهرهوری خوراک و کاهش تلفات فرآیندی، و دوم همراستایی با سیاستهای مدیریت کربن. در شرایطی که بازارهای جهانی انرژی بهسمت سنجش شدت انتشار کربن در زنجیره تأمین حرکت کردهاند، کاهش فلرینگ دیگر صرفاً یک اقدام زیستمحیطی نیست، بلکه مؤلفهای از رقابتپذیری صنعت گاز بهشمار میآید.
با این حال، کاهش پایدار گازسوزی مستلزم تکمیل زنجیره جمعآوری، ظرفیت مازاد فشردهسازی و مدیریت شرایط اضطراری است. در بسیاری از مجتمعهای گازی جهان، فلر صفر یک هدف بلندمدت است که تنها با یکپارچگی کامل طراحی فرآیندی، ذخیرهسازی و انعطاف عملیاتی محقق میشود.
یوتیلیتی متمرکز؛ گذار از پراکندگی به بهرهوری سیستمی
اعلام انجام مطالعات مفهومی برای استقرار نظام متمرکز تأمین یوتیلیتیها در عسلویه را میتوان یکی از مهمترین محورهای این بسته زیستمحیطی دانست. در ساختار فعلی، هر پالایشگاه بخشی از نیازهای آب، برق و بخار خود را بهطور مستقل تأمین میکند؛ رویکردی که در مقیاس منطقهای به افزایش مصرف منابع، تکرار سرمایهگذاری و کاهش راندمان کل سیستم منجر میشود.
مدل یوتیلیتی متمرکز، در صورت طراحی صحیح، امکان بازیافت حرارت اتلافی، بهینهسازی مصرف آب صنعتی، کاهش برداشت از منابع محدود آبی و کاهش انتشار آلایندهها را فراهم میکند. چنین رویکردی در هابهای بزرگ انرژی جهان تجربه شده و بهعنوان یکی از ارکان صنعت سبز شناخته میشود. با توجه به ناترازی آب و انرژی در کشور، اجرای عملی این طرح میتواند از منظر ملی نیز واجد اهمیت راهبردی باشد.
مداخله حداقلی در ساحل؛ اهمیت فناوری HDD
یکی از نقاط حساس توسعه فازهای دریایی، عبور خطوط لوله از نوار ساحلی است؛ جایی که زیستگاههای مرجانی، بسترهای جلبکی و آبسنگهای کمعمق قرار دارند. جایگزینی روش حفاری ترانشه با فناوری حفاری افقی جهتدار (HDD) در عبور خطوط لوله، از منظر محیطزیست دریایی یک تحول مهم محسوب میشود.
در روش HDD، خط لوله بدون شکافتن مستقیم بستر ساحلی و با حداقل مداخله فیزیکی از زیر آن عبور داده میشود. این فناوری ریسک کدورت آب، تخریب زیستگاههای کفزی و آشفتگی رسوبات را بهطور قابل توجهی کاهش میدهد. در منطقهای مانند خلیج فارس که بهدلیل تبادل آبی محدود، حساسیت بالایی نسبت به آلودگی دارد، این انتخاب فناورانه میتواند اثرات تجمعی پروژههای توسعهای را مهار کند.
فضای سبز و مدیریت پسماند؛ از تعهد قانونی تا کارکرد اکولوژیک
توسعه فضای سبز در منطقهای صنعتی، اگر صرفاً به کاشت نمادین گونههای غیربومی محدود شود، اثرگذاری بلندمدت نخواهد داشت. تأکید بر استفاده از گونههای بومی سازگار با اقلیم گرم و شور منطقه، در صورت اجرای علمی، میتواند به تثبیت خاک، کاهش گردوغبار محلی و بهبود خرداقلیم کمک کند. با این حال، کارکرد اکولوژیک فضای سبز صنعتی زمانی معنا دارد که با مدیریت منابع آب، استفاده از پساب تصفیهشده و پایش مستمر سلامت خاک همراه باشد.
در حوزه آب همراه گاز و پسماندهای صنعتی نیز، استقرار نظامهای جمعآوری و فرآورش استاندارد یک الزام اجتنابناپذیر است. مدیریت نامناسب این جریانها میتواند منجر به آلودگی خاک و آبهای ساحلی شود. آنچه اهمیت دارد، شفافیت در شاخصهای عملکردی، انتشار دادههای پایش و انطباق با استانداردهای ملی و بینالمللی است.
پارس جنوبی بهعنوان بزرگترین میدان گازی جهان، ناگزیر از تولید است؛ اما کیفیت این تولید، اکنون بهاندازه کمیت آن اهمیت یافته است. مجموعه اقدامهای اعلامشده در حوزه کاهش گازسوزی، مهار آلایندههای گوگردی، تمرکز یوتیلیتیها و حفاظت از زیستبوم دریایی، در صورت اجرا و پایش مستمر، میتواند شدت اثرات زیستمحیطی این ابرپروژه انرژی را کاهش دهد.
با این حال، معیار نهایی موفقیت نه در اعلام پروژهها، بلکه در شاخصهای قابل سنجش انتشار آلایندهها، کاهش فلرینگ، بهرهوری مصرف آب و انرژی و بهبود کیفیت محیط پیرامونی عسلویه نمایان خواهد شد. پارس جنوبی امروز در نقطهای ایستاده که باید نشان دهد توسعه صنعتی در مقیاس جهانی، بدون نادیده گرفتن ملاحظات محیطزیستی نیز ممکن است. آزمونی که نتیجه آن، فراتر از یک میدان گازی، به الگوی حکمرانی انرژی کشور گره خورده است.
| لینک مطلب: | http://nafteemrooz.ir/News/228687.html |