نفت امروز / ایلیا هوشیار | انتصاب ناهید تقیپور به عضویت هیئتمدیره شرکت دوده صنعتی پارس، تنها یک خبر اداری یا یک جابهجایی مدیریتی نیست. این تصمیم، اگر درست دیده و درست ادامه داده شود، میتواند نشانهای از یک تغییر لازم در حوزه صنعت باشد؛ تغییری که سالهاست ضرورتش احساس میشود اما کمتر به آن اعتنا شده است: به میدان آوردن زنان متخصص در سطوح بالای مدیریت، جایی که مسیر تولید، سرمایهگذاری، کنترل ریسک و آیندهسازی صنعت تعیین میشود.
این انتخاب از آن جهت شایسته تقدیر است که بر پایه صلاحیت حرفهای و تجربه تخصصی انجام شده است. تقیپور دانشآموخته مهندسی شیمی از دانشگاه تهران است و کارنامهای دارد که بهخوبی نشان میدهد حضور زنان در مدیریت عالی، نه یک حرکت نمادین، بلکه یک تصمیم مبتنی بر شایستگی و نیاز صنعت است. تجربه در نظارت بر تولید و عملیات، فعالیت در کمیتههای ریسک و حسابرسی، و سابقه نقشآفرینی در حوزههای تخصصی، دقیقاً همان جنس از مهارتهایی است که صنعت پتروشیمی برای عبور از چالشهای پیچیده امروز به آن محتاج است.
واقعیت این است که صنعت کشور ، خصوصا حوزه نفت و پتروشیمی، بهرغم برخورداری از نیروی انسانی توانمند، سالهاست از یک ضعف ساختاری رنج میبرد: مسیر ارتقای زنان به سطوح عالی تصمیمگیری کند، محدود و بعضاً غیرشفاف بوده است. زنان بسیاری در بدنه کارشناسی، آزمایشگاهها، مهندسی فرآیند، کنترل کیفیت، HSE، برنامهریزی تولید و حتی مدیریت میانی حضور دارند، اما در طبقات بالاتر، یعنی هیئتمدیرهها و مدیریتهای راهبردی، سهم آنان همچنان اندک است؛ نه به دلیل کمبود توانایی، بلکه به دلیل موانعی که بیشتر ریشه در عادتهای نهادی، شبکههای انتصابی بسته و نگاههای کلیشهای دارد.
در چنین شرایطی، هر انتصاب شایسته یک زن متخصص، اهمیتش بیش از یک جابهجایی ساده است. چون یک پیام روشن به همراه دارد: این صنعت میتواند شایستهسالارتر باشد؛ میتواند افق مدیرانش را گستردهتر تعریف کند؛ میتواند به جای تکرار حلقههای محدود تصمیمسازی، از تمام ظرفیت انسانی کشور بهره بگیرد. و این «میتواند»، اگر به اراده مدیریتی تبدیل شود، سودش مستقیم به تولید و توسعه کشور بازمیگردد.
حضور زنان در مدیریت عالی صنایع، صرفاً یک مطالبه اجتماعی یا یک موضوع پرستیژی نیست. این یک ضرورت صنعتی و اقتصادی است. صنعت پتروشیمی امروز با تصمیمهای پیچیده و چندوجهی مواجه است؛ از مدیریت تولید و نگهداشت تا کنترل ریسک، تامین مالی، صادرات، بازار، بهرهوری انرژی، الزامات محیطزیستی و توسعه زنجیره ارزش. تصمیمگیری در چنین فضایی به تیمهایی نیاز دارد که از نظر تجربه، نگاه و روش تحلیل متنوع باشند. مدیریتهای همگن و تکصدایی معمولاً بیشتر در معرض خطاهای جمعی، تعصبهای سازمانی و تکرار الگوهای ناکارآمد قرار میگیرند. در مقابل، تنوع در سطح مدیریت عالی، به ارتقای کیفیت تصمیم و افزایش دقت در ارزیابی پیامدها کمک میکند.
از سوی دیگر، کشور سالهاست برای تربیت نیروی متخصص هزینه کرده است و زنان بخش مهمی از این سرمایه انسانی را شکل میدهند. اگر مسیر پیشرفت و اثرگذاری آنان در سطح راهبری صنعت محدود بماند، نتیجه چیزی جز اتلاف ظرفیت، کاهش انگیزه، خروج استعدادها از چرخه تصمیمسازی و در نهایت کاهش بازده سرمایهگذاری آموزشی کشور نیست. نمیتوان از توسعه سخن گفت و همزمان نیمی از ظرفیت مدیریتی جامعه را پشت در اتاقهای تصمیمگیری نگه داشت؛ حتی اگر این اتفاق به صورت ناخواسته و در اثر inertia سازمانی رخ دهد.
نکته مهم دیگر این است که نفت و پتروشیمی امروز بیش از هر زمان به حکمرانی شرکتی دقیق، شفافیت، انضباط مالی، کنترل پروژه و مدیریت ریسک نیاز دارد. حوزههایی که حضور مدیران متخصص و دقیقنگر در هیئتمدیرهها میتواند کیفیت آن را به شکل محسوسی ارتقا دهد. وقتی خبر میگوید دانش تخصصی و شایستگی مدیریتی یک مدیر زن در فرآیندهای ارزیابی حرفهای در بالاترین سطح تأیید شده، این پیام باید جدی گرفته شود: زنان میتوانند در قلب حکمرانی شرکتهای بزرگ صنعتی، نقشآفرین باشند و حتی به اصلاح سازوکارهای تصمیمگیری کمک کنند.
با این همه، خطر اصلی آن است که چنین انتصابهایی در حد یک اتفاق خوب باقی بماند؛ نقطهای روشن که به خطی روشن تبدیل نشود. صنعت به یک روند نیاز دارد؛ روندی که در آن زنان شایسته، نه به عنوان «استثنا»، بلکه به عنوان بخشی طبیعی از جریان مدیریت، دیده شوند و فرصت رشد بیابند. این روند با شعار ساخته نمیشود. به جانشینپروری واقعی، مسیرهای ارتقای شغلی شفاف، واگذاری مسئولیتهای پروژهای و عملیاتی، و شکستن کلیشههایی نیاز دارد که هنوز در ذهن برخی تصمیمگیران زنده است.
امروز که چنین انتخابی صورت گرفته، بهترین تقدیر از آن، تبدیل کردنش به آغاز یک مسیر است. اگر صنعت نفت و پتروشیمی هم مانند صنایع دیگر ، میخواهد رقابتپذیرتر شود، بهرهوری را بالا ببرد، ریسکها را بهتر مدیریت کند و سهم خود را در توسعه کشور پایدارتر سازد، چارهای ندارد جز اینکه نگاهش را به سرمایه انسانی بازتعریف کند. حضور زنان در مدیریت عالی، نه امتیازخواهی است و نه تزئین ویترین مدیریتی؛ یک ضرورت عقلانی برای تولید، توسعه و آینده اقتصادی ایران است.