نفت امروز /صنعت پتروشیمی ایران بار دیگر در معرض یک آزمون عملی از جنس تابآوری قرار گرفت؛ آزمونی که این بار با آسیب به بخشی از تأسیسات یوتیلیتی در دو قطب اصلی تولید، یعنی ماهشهر و عسلویه، شکل گرفت. با این حال اعلام بازگشت سریع واحدهای تولیدی به مدار فعالیت و ادامه تولید در مجتمعها نشان میدهد که زیرساختهای این صنعت همچنان از ظرفیت بالایی برای مدیریت بحران برخوردارند.
به گزارش سرویس پتروشیمی آژانس خبری نفت امروز ، در هفتههای اخیر، گزارشهایی از آسیب به برخی تأسیسات یوتیلیتی در مناطق پتروشیمی ماهشهر و عسلویه منتشر شد؛ تأسیساتی که در واقع شریانهای حیاتی مجتمعهای پتروشیمی به شمار میروند. یوتیلیتیها تأمینکننده خدماتی مانند برق، بخار، آب صنعتی و سایر نیازهای عملیاتی واحدهای تولیدی هستند و هرگونه اختلال در آنها میتواند زنجیره تولید را به سرعت تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل، حمله به این بخش از زیرساختها از منظر فنی به معنای هدف قرار دادن قلب پشتیبان تولید در صنعت پتروشیمی تلقی میشود.
با وجود این، دادههای منتشرشده از سوی مدیریت هلدینگ صنایع پتروشیمی خلیج فارس نشان میدهد که این حادثه نتوانسته مزیتهای عملیاتی این مجموعه را به طور جدی تحت تأثیر قرار دهد. مهمترین عامل در این میان، توانایی سیستمهای پشتیبان برای تأمین سریع برق و بخار مورد نیاز مجتمعها از مسیرهای جایگزین بوده است؛ موضوعی که باعث شد بسیاری از واحدهای تولیدی در فاصله کوتاهی دوباره به مدار تولید بازگردند.
از منظر مهندسی انرژی، چنین واکنشی نشاندهنده طراحی چندلایه در زیرساختهای یوتیلیتی است. در مجتمعهای بزرگ پتروشیمی، معمولاً برای جلوگیری از توقف کامل تولید، شبکهای از منابع جایگزین و خطوط انتقال موازی پیشبینی میشود تا در صورت بروز حادثه، تأمین انرژی و خدمات حیاتی ادامه پیدا کند. تجربه اخیر در ماهشهر و عسلویه نیز نشان داد که این سازوکارها در عمل توانستهاند کارکرد خود را حفظ کنند.
در کنار بعد عملیاتی، ارزیابی پیامدهای مالی این حادثه نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. هلدینگ خلیج فارس به عنوان بزرگترین هلدینگ پتروشیمی کشور و یکی از بازیگران اصلی بازار سرمایه، سهم قابل توجهی در شاخصهای بورس دارد و هرگونه اختلال در عملکرد آن میتواند بر فضای بازار سرمایه نیز اثرگذار باشد. با این حال، بررسیهای اولیه نشان میدهد بخشی از داراییهایی که در این حادثه آسیب دیدهاند به دلیل استهلاک بالا ارزش دفتری محدودی در صورتهای مالی داشتهاند؛ موضوعی که باعث شده اثر مالی حادثه بر سودآوری و ارزش بنیادی شرکت محدود ارزیابی شود.
این نکته از منظر تحلیل مالی صنعت انرژی نیز قابل توجه است. در شرکتهای بزرگ زیرساختی، فاصله میان «ارزش عملیاتی دارایی» و «ارزش دفتری» در برخی موارد قابل توجه است. زمانی که داراییهای قدیمی و مستهلک در صورتهای مالی ثبت شده باشند، آسیب دیدن آنها الزاماً به معنای تحمیل هزینه سنگین در صورتهای مالی نیست؛ هرچند از نظر عملیاتی ممکن است اهمیت زیادی داشته باشند.
در همین حال، اعلام برنامه افزایش سرمایه هلدینگ خلیج فارس تا سقف ۱۲۵ هزار میلیارد تومان و برنامهریزی برای رساندن آن به ۲۰۰ هزار میلیارد تومان تا سال مالی ۱۴۰۶ نیز پیام مهمی برای بازار سرمایه دارد. چنین افزایش سرمایهای نه تنها به تقویت ساختار مالی این هلدینگ کمک میکند، بلکه میتواند منابع لازم برای توسعه طرحهای جدید و نوسازی زیرساختهای صنعتی را نیز فراهم کند.
از زاویهای دیگر، مدیریت بحران اخیر یک پیام راهبردی برای صنعت پتروشیمی کشور نیز در بر دارد. تمرکز بخش بزرگی از ظرفیت تولید در دو منطقه ماهشهر و عسلویه، همواره یکی از نقاط حساس شبکه انرژی و صنایع پاییندستی ایران بوده است. تجربه اختلال در تأسیسات یوتیلیتی بار دیگر نشان داد که تداوم سرمایهگذاری در افزایش پایداری زیرساختها، تنوعبخشی به منابع تأمین انرژی و توسعه سامانههای پشتیبان تا چه اندازه برای امنیت تولید در این صنعت حیاتی است.
در نهایت، بازگشت سریع واحدهای پتروشیمی به مدار تولید را میتوان نشانهای از انعطافپذیری ساختار عملیاتی این صنعت دانست؛ صنعتی که سهم قابل توجهی در صادرات غیرنفتی کشور دارد و پایداری آن برای اقتصاد ملی اهمیت راهبردی دارد. با این حال، تجربه اخیر یادآور این واقعیت نیز هست که در کنار توسعه ظرفیت تولید، ارتقای تابآوری زیرساختهای انرژی و خدمات یوتیلیتی باید به عنوان یکی از اولویتهای اصلی سیاستگذاری در صنعت پتروشیمی دنبال شود.